-

http://lefttribune.org/images/logored1.jpg

 

 


مطبوعات و كارگران
در هر جامعه طبقات، قشرها و طيف‌هاي مختلفي وجود دارند كه در كنار هم براي زندگي و بهره‌مندي از رفاه و امكانات بهتر يا به‌دست آوردن سرمايه و قدرت بيش‌تر با داشتن ديدگاه‌ها، انديشه‌ها و منافع مادي و معنوي متفاوت و بعضاً متضاد، به همكاري، رقابت و گاه دشمني و مبارزه با يكديگر مي‌پردازند.ادامه متن

 

براي هشت ساعت كار، كشته‌ها داديم
اشاره: خليل پرن در سال 1315 در بادكوبه متولد شد. در چهار سالگي به‌همراه خانواده‌اش به ايران مهاجرت‌كرد و در سراب ساكن شد. پدرش به تهران آمد و بعد از اين‌كه شرايطي براي ادامه‌ي زندگي فراهم‌كرد، خانواده‌اش نيز به تهران آمدند. پرن از همان زمان به‌عنوان سرايه‌دار در گاراژي متعلق به بانك ملي استخدام شد. بعد از پايان ساعت كارش هم در كنار پدرش روي چرخ طوافي ميوه مي‌فروخت. بعد از مدتي به‌دليل وضع اقتصادي خانواده، در يك حلبي‌سازي مشغول به‌كار شد و در سال 1341 در كارخانه‌ي لوله ماشين‌سازي به سنديكاي فلزكار مكانيك پيوست. از آن‌زمان بي‌وقفه در اين سنديكا فعاليت‌كرد تا زماني‌كه پس از انقلاب سنديكا را تعطيل‌كردند. خليل پرن در اين سال‌ها زنداني هم شد و اينك زندگي مختصري دارد مانند همه‌ي بازنشستگان.ادامه متن

 

اشاره: آخرين گفت‌و‌گوي مطبوعاتي زنده‌ياد "يعقوب مهديون" در شماره‌ي 41 ماهنامه‌ي "نامه" به چاپ رسيد. اما آن‌چه در پي مي‌خوانيد، گفت‌و‌گوي ديگري است با او كه كمي پيش از آن مصاحبه، انجام شده است. در اين گفت‌و‌گو يعقوب مهديون، با همه‌ي بيماري و ناتواني، تلاش‌كرد با حوصله و دقت به پرسش‌ها پاسخ گويد و اينك روايت او از سنديكا، در سالروز درگذشتش تقديم خوانندگان نامه مي‌شود.
در متني كه پيش رو داريد، پرسش‌هاي خبرنگار "نامه" حذف شده است. حذف پرسش‌ها به‌اين‌دليل صورت‌گرفت كه احساس‌كرديم روايت آن پير فقيد از سنديكا و درباره‌ي سنديكا، بدون آن‌كه ذهن خواننده دچار پرسش‌هاي متوالي شود و از پرسش به پاسخ و از پاسخ به پرسش معطوف شود، فضاي زنده‌تر و توجه‌برانگيز‌تري را ترسيم مي‌كند.

اما براي آشنايي خوانند‌گان، بخشي از پرسش‌هايي را كه با او مطرح كرديم، در اين مقدمه مي‌آوريم؛ پرسش‌هايي مانند اين‌كه آيا اصولاً اتحاديه‌هاي كارگري با فرهنگ مردم ايران همخواني دارد؟ چرا اتحاديه‌هاي كارگري در ايران خودجوش نيستند؟ چرا بيش‌تر اتحاديه‌هاي كارگري از بالا طراحي مي‌شوند؟ چرا دولت‌ها در ايران دست به تشكيل سازمان‌هاي كارگري بدون عضو مي‌زنند؟ و ...ادامه متن

 

اتحادیه های دهقانی ، یک نیاز
،تاب سوزان ، تشنگی و عطش زمین ، خشکسالی ، به هدر رفتن یک سال تلاش ، تابستان 78:خشکسالی در استان های شمالی ، دریغ از قطره ای آب ، چشم ها اما گریان یا بغض ها د رگلو پنهان ، انتظار ، انتظار بیهوده یاس و ناامیدی ،دلمردگی ، سایه شوم فقر ، بی پناهی .ادامه متن

 

تشکل فراگیر کارگری
مبارزه کارگران ، برای دست یافتن به یک تشکل علنی و فراگیر کارگری مطالباتی طبقاتی (بعد از این در این نوشته تشکل کارگری نامیده می شود ) و بهبود شرایط کار و زیست انسانی با تاریخ تمام پرفراز و نشیب اش ، علی رغم تمام آسیب هایی که بعد از سال های 57 به صنایع و محیط کار وارد آمده است ، نسبت به چند دهه گذشته از نظر کیفی و کمی بسیار تفاوت کرده و متحول شده است .ادامه متن

 

ضرورت ثبت تجربیات کرگران
قول معروفی است که بنا بر آن ما ملت ایران « حافظه تاریخی» ضعیفی داریم و درس های تاریخی را به سرعت فراموش می کنیم . اشتباهات مشابهی را بارها تکرار کرده و از این نکته پند نمی گیریم که ، تجربه را تجربه کردن خطاست .ادامه متن

 

 
 
 


 

انتشار مطالب تريبون با ذکر مأخذ آزاد است.
تريبون چپ / خرداد 1386