-

http://lefttribune.org/images/logored1.jpg

 

 



26 تير 1389


گزارشي از تشکیل هسته مخفی توسط ما کارگران زن
فهیمه جلوه
گزارش بسیار جالبی از کارخانه شین بافت سنندج خواندم و به این فکر افتادم تجربه خودم را از تشکیل هسته مخفی کارگری در دهه ۶۰ بنویسم .چندین سال است فضای پادگانی بر بسياری از کارخانه های ایران حاکم است. کارگران لحظه به لحظه توسط دوربين مداربسته کنترل می شوند. به دلیل چندین ساعت غیبت وتاخير جریمه و در صورت تکرار اخراج می شوند. و….که اینفضا را به خوبی گزارشی تحت عنوان ” شرایط کار و زیست کارگران کارخانه نساجی شين بافت وپیروز بافت سنندج” به تاريخ هشتم خرداد ۱۳۸۹که يکی از کارگران اخراجی این کارخانه نوشته است توصیف کرده است. اما آن چه مرا به فکر نوشتن اين تجربه انداخت این بود که به رغم چنین وضعیتی یک کارگر مبارز وانقلابی همواره می تواند وبايد با گسترش شناخت خود از وضعيت محيطي که در آن فعالیت و مبارزه مي کند به سازماندهی بپردازد. ما هم در دهه ۶۰ مجبور شديم هسته مخفی کارخانه تشکیل دهیم. در آن زمان هم اعدام های گسترده فعالان سياسی در زندان های ایران وجود داشت وبسياری از عاشقان وشیفتگان طبقه کارگر جان خود را بر سر این راه گذاردند و حالاهم هزاران جوان در زندان های جمهوری اسلامی درزیر شکنجه قراردارند و شماری از آنان در حال حاضر با مرگ دست وپنجه نرم میکنند و خطر اعدام آنان را تهدید می کند. اگرچه از بسیاری جهات تفاوت زیادی میان شرایط کنونی و زمان تشکیل هسته مخفی کارخانه توسط ما وجود دارد، اما در یک چیز اشتراک وجود دارد آن هم این که به رغم گسترش مبارزات توده ای و به خیابان آمدن میلیونی مردم در یک سال گذشته هم چنان فضا براي فعالان جنبش های مختلف فضایي سخت است و هم چنان فعالان از هیچ گونه امنیتی برخوردار نیستند. در چنين شرايطی کار مخفی اهمیت ویژه ای مي يابد وباید به عنوان مقوله ای جدی به آن نگریسته شود. این شباهتی است که ميان وضعیت فعالیتی ما در دهه ۶۰ باامروز برای یک فعال کارگری وجود دارد ما هسته مخفی کارگري مرکب از ۴نفر تشکیل دادیم. دقیقا یادم نیست فکر می کنم سال ۶۴ یا سال ۶۵ بود .که به طور منظم ۴نفره می نشستيم و در مورد مسائل مختلف با هم صحبت می کردیم .از مسائل ريز درون کارخانه تا مسائل سیاسی . اما باید بگویم قبل از آن مدت ها بود من ودوست بسیار نزديکم که بعد ها به رفقایی بسیار صمیمی برای هم تبدیل شدیم زمينه سازی می کردیم. و از هر فرصتی استفاده می کردیم تا ضرورت تشکیل جلسات منظم را یاد آوری کنیم .مثلا وقتی خبر اعتصاب معدنچیان انگلیس از تلوزیون پخش شد،.ما به چند نفر از کارگران زن که توانسته بودیم دوستی نزدیکی بین خودمان و آن ها برقرار کنیم مي گفتیم ببینيد آن ها اگر ۱۰ماه اعتصابشان دوام می آورد چون اتحاديه دارند و این که میتوانند ۱۰ماه بدون حقوق زندگی کنند اما هم چنان به اعتصاب ادامه دهند. اما اینجا کارگران یک ماه خقوق نگیرند دوام نمی آورند. برای این که هيچ پشتوانه ای ندارند. ما نه صندوق داریم و نه هیچ چيز دیگر. و از فرصت های مختلفی که پیش می آمد استفاده می کردیم تا توضیح دهیم لازم است ما جلساتی داشته باشیم تا در مورد این مسائل صحبت کنیم .مثلا وقتی به یکباره مدیريت تصمیم می گیرد طرح طبقه بندی مشاغل راکه قراراست در کارخانه پياده شود- از دور خارج کند آن ها با هم جلسه می گذارند و با هم به توافق می رسند چگونه به کارگران توضیح دهند که باعث اعتراض ما کارگران نشود وبهانه هایی که می آورند همه قبلا با هم برسر آن توافق کرده اند. آن ها بارها جلسه می گذارند تا به يک تصمیم گیری برسند. برای همين هم هست که ما همیشه در ضعفيم . چون از قبل فکر شده وتوافق شده جلو نمی رویم. اما براي همه این ها بايد کار با برنامه کرد. و لازم است ما هم مثل آن ها با هم در مورد اين مسائل صحبت کنیم و بدانیم چه می خواهیم و چگونه می خواهیم پیش برویم . برای همین لازم است بدون این که مدیریت متوجه شود از قبل با هم بر سر هر مسئله صجبت کنیم و بدانیم چه کار می خواهیم بکنیم. من فکر مي کنم برای یک کارگر مبارز که می خواهد دوستانش را به کار منظم ترغیب کند توجه دوستان کارگرش به ضرورت اين کار از همه چيز مهم تر است. چون وقتی کارگران کاملا قانع بشوند منافعشان ایجاب می کند کارجمعی باید بکنند و یا لازم است با هم در مورد مسائل درون کارخانه صحبت بکنند و….آن گاه موانع فرعي می شود. در آن صورت براي رفع موانع می شود به راه حل هایی رسید و حتما هم راه حل هایی برای رفع مشکلات وجود دارد. اما در این رابطه همه کارگران از یک سطح آگاهی و يا يک پتانسیل مساوی برخوردار نیستند. در این میان عده ای از کارگران نسبت به بقیه جلوترند ونسبت به مسائل بهتر فکر می کنند و یا در محیط بهتر ظاهر می شوند. در دوران ما به دلیل فضای سخت پليسی حاکم لازم بود هسته مخفي کوچک باشد تا بتوانیم امنيت آن را بهتر تامین کنیم. به همین دلیل هم بود که سالها این هسته مخفي توانست به کار خود ادامه دهد ودستاوردهای خوبی داشته باشد. من فکر می کنم وقتی پای سازماندهی کارگری به میان می آید بخشی از کارباید مخفی باشد. کارگران برای کسب مطالبات خود با یک مانع مواجه نیستند. آنها هم با کارفرما وعوامل آن مواجهند، هم با رژيم که حالا دیگر شمشیر را از روبسته ودر عین حال با کارگران نا آگاهي که ضرورت تشکیلات کارگری را تشخيص نمی دهند. اما کارگر مبارز وانقلابی نه به دنباله روی از توده بی شکل کارگران ونه در عین حال بر فراز آنان باید حرکت کند. این که حتا جمعی هم بوجود بیاید اما نتواند ارتباط لازم و وسیع را با توده کارگران داشته باشد باز هم نمی تواند در سازماندهی کارگری منشا اثر باشد. درنتیجه باز هم نمی توان از تشکیلات کارگری صحبت کرد. بنابر این در شرایط کنونی که کار مخفي اهمیت ويزه ای مي یابد، سازماندهی کارگري درحالی که باید مناسب با شرایط کنونی تلفيق درستی از کار مخفی وعلنی باشد در عين حال باید بتواند توده کارگران را به حرکت درآورد از این رو گسترش ارتباط با توده های کارگران بخش اصلی ومهم زدن تشکیلات کارگری به حساب می آید. امری که گويا لازم است امروز تاکید بیشتری بر آن داشته باشیم. چون به نظرمن بسیاری از فعالان کارگري امروز اهمیت لازم را به گسترش ارتباط با بدنه طبقه کارگر نمی دهند .

شرایط کار و زیست کارگران کارخانه نساجی شین بافت و پیروز بافت سنندج
نام کارخانه و نوع محصول تولیدی:
کارخانه شین بافت و پیروز بافت سنندج و تولید کننده پارچه.
چرا کارخانه دو اسم دارد؟ جهت استثمار هر چه بیشتر کارگران و کسب حداکثر سود و فرار از قوانین و مقررات موجود، و……
سرمایه‌گذاران (کارفرمایان): از نوادگان خوانین منطقه دیواندره، اقایان عطاءالله و کیومرث امینی.
تعداد کارگران: ٧۴ نفر (٢۵ نفر رسمی و ۴٩ نفر قراردادی، از نوع سفید امضاء). فاقد طرح طبقه بندی مشاغل. در کارخانه هیچ گونه تشکل و یا نماینده کارگری، حتی از نوع دولتی آن هم ندارد. اصولا بردگی مزدی در این شرکت قوانین خودش را دارد. کارگران در سه شیفت در طول شبانه روز و به صورت چرخشی کار می‌کنند. البته کارگران دارای شماره تماس شبانه روزی بوده و در صورت تماس مدیریت با آنها، باید خارج از شیفت و به صورت اضافه کار و در حالت فوری و اجباری، در کارخانه حضور یابند.
نحوه استخدام پرسنل: قانون مشخصی ندارد. سلسله مراتب مانند ارباب ورعیتی می باشد واقوام خان نیروهای ستادی را تشکیل داده ودر کل هر کسی بیشتر جان بکند! می‌تواند افرادی مانند خود را به استخدام درآورد. فرد به کار گرفته شده باید بتواند برای اجتماعی نمودن خویش کارش را از شستن ماشین خان شروع کرده و اگر تحمل کرد، می تواند وارد مرحله‌ی بعدی یعنی نظافت کارخانه و شرکت در بارگیری و تخلیه بارشود! در تمامی این مراحل راه رفتن او باید شبیه آهو باشد و البته مطیع سایر کارگران! به این ترتیب کارگر قرارداد یک ماهه را به صورت شفاهی و سپس قرارداد سفید کتبی امضاء می نماید.
مجموعه قوانین و مقررات بردگان مزدی کارخانه شین بافت:
۱ – کارگر یک ساعت قبل از شروع به کار شیفت، باید از منزل خارج شود تا بتواند خود را به مسیر تنها سرویس کارخانه برساند. بیشتر کارگران با مسیر تعیین شده‌ی سرویس فاصله دارند.
٢- داخل سرویس صحبت کردن بر خلاف میل کارفرما پیگرد انضباطی دارد.
٣- کارگران بعداز پیاده شدن از سرویس باید مانند زندانی دست بر سر، مورد بازدید بدنی قرار گرفته واز جلو دوربین مدار بسته وارد سالن تولید شده و دستگاه تولیدی را تحویل بگیرند. این کار (تحویل گرفتن دستگاه) به معنای بدون اشکال بودن می باشد، که در غیر اینصورت جریمه انضباطی (کسر حقوق) به دنبال دارد.
۴ – برای گرفتن مرخصی استحقاقی باید هفت خان را طی کرد. مرخصی استعلاجی بدون اجازه، پیگرد دارد و باید پزشک متخصص آن را تایید کند و بیشتر از یک روز، کارگر مورد بی مهری شدید کارفرما قرار می‌گیرد و در صورت تکرار، تمدید قرارداد را به مخاطره می‌اندازد و در ضمن از مرخصی استحقاقی هم کسر می‌گردد. مرخصی کارگران فامیل در کارخانه برای شرکت در مراسم ختم، فقط برای یک نفر از انها امکان‌پذیر می‌باشد. البته مرخصی اجباری هم وجود دارد. آن هم در صورتی که کارفرما بخواهد از قوانین مالی فرار کند، ١٠ الی ١۵روز مرخصی اجباری به کارگران داده می شود. در این مدت با دعوت کردن از همه‌ی رؤسای قانونی به کارخانه، آنها را فریفته و مسئله اشتغال‌زایی استان را در خطر تعریف می‌کند. از سوی دیگر مرخصی استحقاقی کارگران نیز تمام شده و تسلط بیشتری بر کارگران پیدا خواهد کرد.
۵- جریمه: کارفرما هر زمانی که اراده کند با دلایل واهی، کارگران را جریمه می‌کند. اگر کسی هم معترض شود، جوابش این است: اعتراضی داری می‌توانی تسویه نموده و کار نکنی!
۶- سلسله مراتب شبیه پادگان است و در آن بالا، خان‌های امینی قراردارند!
٧- دوربین های مدار بسته شبانه روزی کنترل شده و گزارش آن به مدیریت داده می‌شود. این دوربین‌ها بسیار سودآور بوده و هر گونه حرکت انسانی را مشمول جریمه و بازخواست قرار می‌دهند.
٨- اضافه کاری اجباری: این اضافه کاری ها تاکنون بسیاری از کارگران را بیمار و حتی یکی از کارگران زحمتکش (به شهادت خود کارگران) به اسم بهرام فرزام راد، بر اثر همین اضافه کاری سکته کرده و جان باخته است. البته مزایای اضافه کاری برای کارفرما بر کسی پوشیده نیست! در طول سال به طور متوسط هر کارگر ١۵٠٠ ساعت اضافه کاری اجباری دارد. اگر فروش خوب باشد، اضافه کاری اجباری حتمی است و در صورت کسادی بازار، مدیریت بنا به تصمیم خودش، تعطیلات را جابجا و کارگران را به مرخصی اجباری می فرستد.
۹ – شرح وظیفه در مقابل دستور مافوق بی اعتبار است!
١٠- ایستادن و نشستن در طول ساعات کاری جرمی نابخشودنی است.
١١- دستمزد مطابق حداقل حقوق قانون کار است. البته اگر کارگر جریمه نشود.
١٢- رعب و وحشت از کارفرما و محیط کار و ترس از بازخواست و جریمه شدن کابوس‌های شبانه کارگران در هنگام خواب محسوب می‌شود!
١٣- شین بافت یک پادگان نظامی است که تمامی صفات مدیریت و برخورد با کارگران غیرانسانی است و کارگر آزاری به هرشیوه ی ممکن اجرا می شود. (۴٠ روز یکی از کارگران بنام ابوبکر فطنی، در حیاط کارخانه به صورت ایستاده، مورد اذیت وآزار روحی وجسمی قرار گرفت. کارگری با نام خانوادگی درویشی، توسط کیومرث امینی و دو نفر ازعواملش مورد کتک کاری شدید قرار گرفت و…)
١۴- هر کدام از ابزار و وسایل تحویلی کارگران، در صورت شکسته شدن و یا اسقاط و گم شدن، بنا به تشخیص کارفرما باید دوباره توسط کارگرخریداری شود.
١۵- از قانون کار حرف زدن در محیط کار جرم محسوب می شود و کسر حقوق به دنبال دارد.
١۶- عضویت در تشکل های کارگری، حتی خارج از کارخانه جرم است و اخراج را در پی دارد.
١٧- اربابان این کارخانه، در کاخ های خود در کانادا مقیم هستند و هر ماه با مسافرت های هوایی، مغضوب شدگان را عذاب می دهند. البته باید همیشه خزانه ارباب پر باشد، چون که درآمد ایشان به ریال است وخرج به دلار!
١٨- دوستی جرم است و یکی از وظایف مدیریت ایجاد تفرقه میان کارگران است و داد و فریاد و توهین از اصول اخلاقی آنهاست.
١٩- این کارخانه هیچگونه حمایت مالی واسپانسری در قبال کارگرانجام نمی‌دهد وهر روز صاحبان کارخانه با مکیدن خون کارگران چاق‌تر می‌شوند. طوری که کیومرث امینی به بیماری نقرس مبتلا می باشد.
٢٠- شیوه مدیریت به گفته بسیاری از نزدیکان کارفرما شبیه مدیریت عهد قاجار است!
٢١- مداحان و تملق گویان و گزارش‌گران مدیریت، که معمولا اقوام کارفرما هستند، از نیروهای ستادی و اداری مدیریت محسوب می شوند، که گاهی اوقات برای لشکرکشی‌ها خارج از وظایف مورد استفاده قرار می گیرند و پست کاری آنها با هیچ کارگر مریضی قابل تعویض نیست.
من ۲۱ مورد را گفتم، اگر باور ندارید به طور خصوصی از یکی از کارگران سوال کنید. امکان دارد آنقدر مرعوب شده باشد که حتی جرات حرف زدن را نداشته باشد.
خلاصه کنم: شین بافت کارخانه جهنمی است که من حدود ده سال به عنوان فردی مرعوب شده در آنجا کار کردم.
اعتراض واعتصاب:
اعتصاب تا به حال نداشته است و اعتراض به صورت انفرادی و غیر متشکل و پراکنده صورت گرفته و فرد معترض اخراج شده است. ایجاد رعب و وحشت و ترس و تحقیر و تهدید به اخراج از دلایل عمده ی عدم اعتراض دسته جمعی عنوان می شود.
اخراج: اگر بخواهند کارگر رسمی را اخراج کنند آنقدر او راعذاب می دهند تا خود فرار کند. کارگر قراردادی هم که حق حرف زدن ندارد.
شرایط فیزولوژیک کارخانه: رطوبت بالای ٨٠ درجه ،گرما بالای ٣٠ درجه، گرد وغبار نخ به غلظت گردباد، شدت صدای ماشین آلات به حدی است که هیچ کس نمی تواند حتی در فاصله اندک با هم حرف بزند. جا به جا نمودن و بارگیری و تخلیه بدون ماشین، استفاده از مواد شیمیایی آهار، نور صد درصد مصنوعی. در طول ساعات کاری استراحت معنی ندارد.
بیماری‌های ناشی از کار و رعایت نکردن بهداشت و ایمنی: دیسک کمر، آلرژی، بیماریهای پوستی، سنگ کلیه، سوزش چشم، بیماریهای تنفسی، آسم وبیماری های قلبی وروانی… جمعی ازکارگران به اسامی حسین احمدی، ابوبکر فطنی، حبیب اله هاشمی، سید حسام سعیدی، فردین درویشی که دچار بسیاری از بیماری های فوق شده اند، مجبور به ترک کار و استفاده از بیمه بیکاری شدند و به مراجع قضایی شکایت نموده اند. در نتیجه این بیماری ها، از قدرت بدنی کارگر کاسته می شود. آنها قبل از شکایت تقاضای تغییر و جابجایی شغلی کرده بودند. در این کارخانه به جای اول ایمنی بعد کار، شعار اول امینی بعد کار عملی شده است! بسیاری از بیماری‌ها به علت عدم توجه کارفرما به مسائل ایمنی به وجود امده است. به تازگی هم به تعدادی از کارگران، اخطار پزشکی داده شده که باید بیماری‌های ناشی از کار را درمان و یا ترک کار کنند. جالب تر اینکه بعد از ١٨ سال کار، به کارگران فشار آورده‌اند که برگه ای را امضا کنند که کارخانه وسایل ایمنی، از قبیل ماسک، گوشی و کفش به تعدادی تحویل داده است واگر کارگری دچار بیماری شود، مدیریت کارخانه هیچ مسئولیتی ندارد. این وسایل، دو سه سالی است که مرتب داده می شود. جواب کارفرما در مقابل بیماری کارگران: اینجا گداخانه نیست، تنها تو نیستی!
اداره کار و قانون: بدون تردید اداره کار به جای اجرای قانون، به اشتغال با دیدی کاملاً حمایت گرانه از سرمایه می‌نگرد و همیشه و در همه جا به دنبال هموار کردن موانع سرمایه گذاری، یعنی سرکوب کارگران می باشد. انتخاب نماینده کارفرمایان و مدیران ضد کارگری برای ریاست اداره کار جای تعجب ندارد و هر کس از حقوق کارگران دفاع می کند به نام کمونیست و ضد انقلاب دادگاهی می گردد. البته رای‌هایی هم که درقانون به نفع کارگر داده می شود، ضمانت اجرایی ندارد.
کلام آخر: به چه کسی پناه ببرم که بی پناهم، با کی صحبت کنم که مصاحبتم جرم نباشد، کدام چه باید کرد را عمل نمایم، تا اعمالم به سر منزل مقصود برسد. من خواهان برابریم، برابری، برابری، برابری …

 

 
 
 


 

انتشار مطالب تريبون با ذکر مأخذ آزاد است.
تريبون چپ / خرداد 1386