تاریخچه جنبش سندیکایی بین المللی
1- اتحادیه بین المللی زحمت کشان
28 سپتامبر 1864 در لندن اتحادیه بین المللی زحمت کشان به وجود آمد که در آن کارگران چند کشور شرکت کردند . در پیام افتتاحیه این اتحادیه تکیه شده است که :
1- آزادی طبقه کارگر باید به دست خود کارگران صورت گیرد .
2- هدف کارگران در مبارزه این نیست که یک طبقه محروم از امتیاز جای طبقه صاحب امتیاز را بگیرد ، بلکه منظور اصلی نابود کردن رژیم طبقاتی است .
3- مالکیت سرمایه داران بر وسائل تولید ، علت اولیه بردگی کارگران در تمام مظاهرش می باشد که عبارتند از : فقز اجتماعی ، تحقیر شخصیت و وابستگی سیاسی.
پیام اتحادیه با ندای زیرین به پایان می رسد « زحمت کشان سراسر جهان متحد شوید »
اتحادیه بین المللی زحمت کشان ، طی دوران تحولش نقش مهمی در بینش طبقاتی و گروهی سندیکاها ایفا نموده است . فدراسیون سندیکایی جهانی و سازمان های وابسته به آن هنوز هم از این بینش ها الهام می گیرند .
در قطعنامه اتحادیه بین المللی زحمت کشان ( سال 1868) یادآوری شده است : در گذشته فعالیت سندیکاها به خواست های ویژه و به روش های دفاعی ، در برابر تجاوزات و تعرضات سرمایه داری به حقوق کارگران ، محدود می شد . این گونه فعالیت ها نه فقط به حق است بلکه لازم هم می باشد . باید این گونه فعالیت ها همگانی شود ، سندیکاها باید در آینده به مثابه مراکز تشکیلاتی طبقه کارگر ، آگاهانه تر برای رهایی و نجات کامل آن مبارزه کنند .
بعد از شکست کمون پاریس (1870) اتحادیه بین المللی زحمت کشان مرکزش را به ایالات متحده آمریکا انتقال داد و سپس منحل شد .
2- جنبش سندیکایی بین المللی تا اولین جنگ جهانی
در سال 1889 ، انترناسیونال دوم در پاریس تشکیل شد . در کنگره موسس تصمیم گرفته شد ، که اول ماه مه ، روز بین المللی کارگران اعلام شود . قطعنامه به خصوص تصریح می کند « یک تظاهرات بین المللی کارگران ، در روز معین ، در همه کشورها و همه شهرها برگزار شود تا دولت ها مجبور شوند که 8 ساعت کار در روز و همچنین سایر مواد قطعنامه های کنگره پاریس را بپذیرند » .
با توجه به اینکه فدراسیون آمریکایی کار در کنگره خود ( دسامبر 1888در شهر سن لویی) قبلا تصمیم گرفته بود که تظاهرات مشابهی را در اول ماه مه 1888 سازمان دهد ، لذا این تاریخ روز تظاهرات بین المللی اعلام شد .
به زودی در داخل بین الملل دوم ، در گیریهای شدید موجب شد که گرایش های مختلف درون جنبش کارگری در برابر هم قرار گیرند . در این جریان گرایش های رفورمیستی که طرفدار سازش طبقاتی بودند تسلط پیدا کردند . با وجود اظهارات ظاهر فریب رهبران اصلی بین الملل دوم علیه جنگی که در حال تدارک بود ، معهذا آنان ، در سال 1919 با بورژوازی کشورهای خود همراه شدند . بدین ترتیب بین الملل دوم به صورت اسف باری در هم فروریخت .
در سال 1901 نخستین کنفرانس سندیکایی بین المللی تشکیل شد در سال 1903 یم دبیرخانه سندیکایی بین المللی و در سال 1913 فدراسیون سندیکایی بین المللی تشکیل گردید . این فدراسیون عمرش کوتاه بود و در سال 1914 همانند بین الملل دوم ، و بعلل حوادث جنگ امپریالیستی از بین رفت .
3- جنبش سندیکایی بین المللی در فاصله دو جنگ جهانی
در سال 1917 ، انقلاب اکتبر آثار عمیقی در جهان بجای گذاشت . این انقلاب که منجر به تشکیل نخستین کشور سوسیالیستی گردید ، موجب گردید که مبارزات انقلابی در جهان گسترش یابد . ولی تین جنبش ها بخون کشیده شدند و شکست خوردند .
در پی این شکست ها ، جنبش کارگری تجزیه شد و سازمان های مختلفی به وجود آمد :
- در سال 1919، فدراسیون سندیکایی بین المللی .
- در سال 1920، بین المللی سندیکایی سرخ .
- در سال 1920 ، کنفدراسیون بین المللی سندیکاهای مسیحی
با وجود تلاش های فراوان سندیکاهای وابسته به بین المللی سرخ برای حفظ وحدت متاسفانه جنبش سندیکایی بین المللی در وضع تجزیه و انشعاب باقی ماند . با وقوع جنگ جهانی ، 1939 بین الملل سندیکایی سرخ از بین رفت .
4- فدراسیون سندیکایی جهانی (FSM)
در جریان جنگ جهانی دوم ، طی مبارزه مشترک علیه فاشیسم ، بین سندیکاهای اتحاد شوروی ، انگلستان ، آمریکا و فرانسه تماس هایی برقرا شد . در این تماس ها ، فدراسیون سندیکایی جهانی پی ریزی و موجودیت آن در کنفرانس پاریس ( سوم اکتبر 1945) اعلام شد . در این کنفرانس 272 نماینده از طرف 64 میلیون کارگر 56 کشور شرکت داشتند . تشکیل فدراسیون سندیکایی جهانی نشانه یک پیروزی عظیم برای کارگران اسن . برنامه مصوبه کنفرانس پاریس پیش بینی می کند که فدراسیون سندیکایی جهانی بخصوص برای هدف های زیرین مبازه خواهد کرد :
- نابودی فاشیسم و برقراری صلح
- بهبود شرایط زندگی و کار
- شرکت رسمی نمایندگان کارگران در تمام سازمان های بین المللی
- توسعه همبستگی و وحدت سندیکایی در مقیاس ملی و بین المللی
انشعابی که در سال 1949 در دوران « جنگ سرد » در داخل فدراسیون به وجود آمد نتوانست فدراسیون را ضعیف سازد . فدراسیون همچنان نیرومندتر گردید و نفوذش در جهان افزون شد . مثلا در هشتمین کنگره سندیکایی جهانی در سال 1973 ، تعداد 175 سازمان از جانب 210 میلیون نفر کارگر شرکت داشتند . بیش از نیمی از سازمان های شرکت کننده در این کنگره ، عضو فدراسیون نبودند .
در حال حاضر ، فدراسیون سندیکایی جهانی ، 160 میلیون عضو دارد . تعریف فدراسیون در اساسنامه آن به این صورت بیان شده است « فدراسیون سازمانی است بین المللی که کارگران متشکل در سندیکا را در بر می گیرد . همه سازمان های مختلف سندیکایی جهان بدون هیچگونه تبعیض صرف نظر از جهت گیری متنوع خود ، با هرگونه اعتقادات سیاسی ، مذهبی و نژادی و بدون توجه به نظام اجتماعی – اقتصادی کشورهایشان و با حفظ احترام به حقوق و حاکمیتشان ، می توانند داوطلبانه به این سازمان ملحق شوند . »
« فدراسیون سندیکایی جهانی ، در همه حال از استقلال کامل برخوردار است . فدراسیون به طور مستقل و بدون هرگونه مداخله ای ، درباره برنامه اش که مدافع حیاتی کارگران می باشد ، تصمیم می گیرد . فدراسیون سندیکایی جهانی به مثابه یک سازمان بین المللی صرف نظر از نوع روابط سازمان ها و مراکز سندیکایی عضو در عرصه ملی ، استقلال خود را در برابر دولت ها و احزاب سیاسی حفظ می کند ، فدراسیون سندیکایی جهانی با تمام نیروهای مترقی جهان علیه امپریالیسم ، استعمار و نو استعمار برای پیشرفت اجتماعی و استقلال ملی و صلح مبارزه و همکاری می کند » . « فدراسیون سندیکایی جهانی سازمان سندیکایی بین المللی ، دموکراتیک و طبقاتی است » .
( خلاصه از مقدمه اسانامه فدراسیون سندیکایی جهانی )
فدراسیون سندیکایی جهانی ، هیچوقت تقسیم جنبش سندیکایی بین المللی را نپذیرفته و همیشه برای وحدت عمل کارگران با تمام قوا کوشیده و اکنون هم می کوشد .
شورای عمومی فدراسیون سندیکایی جهانی از تاریخ 16 تا 23 آوریل 1973 نهمین کنگره سندیکایی جهانی را در پراگ برای نیل به همین منظور تشکیل داد . همه سازمان های سندیکایی جهان به این کنگره دعوت شدند . پیام شورای عمومی این طور خاتمه می یابد : « همه با هم برای پیشبرد روند وحدت به منظور دفاع از منافع و خواست های کارگران ، صلح و استقلال همه خلق ها کوشش نماییم » .
5- سایر مراکز سندیکایی بین المللی
1- در سال 1949 ، چندین سندیکا ، از فدراسیون سندیکایی جهانی جدا شدند و کنفدراسیون بین المللی سندیکاهای آزاد را به وجود آوردند . از همان آغاز ، این کنفدراسیون موضع ضد کمونیستی به خود گرفت و بالنتیجه با فدراسیون سندیکایی جهانی قطع رابطه کرد . معهذا در سال های اخیر تغییراتی در درون این سازمان مشاهده می شود . در حال حاضر بسیاری از سندیکاهای وابسته به کنفدراسیون بین المللی سندیکاهای آزاد روابط دو جانبه ای با سندیکاهای مرتبط با فدراسیون سندیکایی جهانی برقرار کرده اند . به همین جهت هم سازمان آمریکایی (AFLCIE) در سال 1969 از این کنفدراسیون خارج شد .
به علاوه کنفدراسیون بین المللی سندیکاهای آزاد حاضر شده است که در چارچوب سازمان بین المللی کار با فدراسیون جهانی همکاری هایی داشته باشد . در این باره دو کنفرانس سندیکایی بین المللی را یادآور می شویم که علیه تبعیض نژادی برگزار شد و در آن دو سازمان یاد شده شرکت کردند .
در آخرین کنگره این کنفدراسیون که در سال 1975 در شهر مکزیک تشکیل شد اعضا آن 52 میلیون اعلام گردید .
2- کنفدراسیون بین المللی سندیکاهای مسیحی در سال 1920 تشکیل شد و سپس به کنفدراسیون جهانی کار تغییر نام داد . این کنفدراسیون در آخرین کنگره اش که در سال 1973 در شهر دیان در فرانسه تشکیل شد 14 میلیون عضو داشت . این کنفدراسیون در زمینه های مختلفی با فدراسیون سندیکایی جهانی همکاری می کند .
6- جنبش سندیکایی منطقه ای در آفریقا
در آفریقا ، جنبش سندیکایی با مبارزه ضد استعماری پیوند دارد . در سال 1957، کمیته سندیکایی منطقه ای در شهر کوتونو واقع در بنن ( داهومی سابق) تشکیل شد . این کمیته در سال 1959 به اتحادیه عمومی کارگران آفریقای سیاه تبدیل شد و سکوتوره رئیس جمهور کنونی گینه ، ریاست آن را برای نخستین بار به عهده گرفت .
در همان زمان ، کنفدراسیون بین المللی سندیکاهاز آزاد ، در 1958 ، کنفدراسیون آفریقایی سندیکاهای آزاد را تشکیل داد . کنفدراسیون جهانی کار نیز در 1959 اتحادیه کارگران مسیحی طرفدار قاره آفریقا را به وجود آورد . اما به علت گسترش فکر وحدت ، اتحادیه سندیکایی سراسر آفریقا در سال 1961 تشکیل شد . در دومین کنگره این اتحادیه ، در سال 1962 ، بیست و پنج سازمان ملی شرکت کردند که چهار میلیون عضو داشت . معهذا در سال 1964 زیر فشار امپریالیسم ، کنفدراسیون سندیکایی آفریقایی در داکار تشکیل شد .
به این ترتیب علاوه بر اتحادیه سندیکایی سراسری آفریقا ، ما با سه سندیکای منطقه ای دیگر هم در آفریقا روبو هستیم . ضمنا یک مرکز آفریقا- آمریکایی کار در سال 1965 به وسیله سازمان آمریکایی به وجود آمد .
در چنین شرایطی است که تحت فشار سازمان وحدت آفریقایی در سال 1973 سازمان وحدت سندیکایی آفریقایی به وجود می آید . تعدادی از سندیکاهای آفریقایی امتناع ورزیدند ، زیرا مواضع سازمان اخیر مبهم بود .
در سال 1975 ، نخستین اجلاس سازمان وحدت سندیکایی آفریقایی و سندیکاهای عضو آن در اکرا تشکیل گردید تا تدارک کنگره آینده را ببیند . این کنگره در آوریل 1976 در طرابلس تشکیل شد ، که مظهری از تقویت وحدت سندیکایی آفریقایی بود . هنوز تعدادی از سندیکاها نتوانسته اند به عضویت این سازمان درآیند ، زیرا از هر کشوری فقط یک سندیکا می تواند به این سازمان بپیوندد.
پیدایش و تکامل سندیکاهای انگلستان
تحول مقررات قانونی
مقدمه – برای اینکه بهتر به تکامل سندیکاها و توسعه آنها در کشور انگلستان پی ببریم قبلا مختصری راجع به تحول مقررات قانونی مربوط به تشکیل جمعی تها در این کشور می پردازیم و سپس در خصوص خود سندیکاها صحبت خواهیم نمود .
از سال 1349 میلادی که بیماری طاعون تمام اروپا و کشور انگلستان را فرا گرفت تا فرارسیدن جنگ بین الملل دوم، از نظر تکامل مقررات قانون مربوط به تشکیل جمعیت ها به پنج دوره تقسیم می شود که عبارتند از :
1- دوره اول یا دوره آغاز مقررات مربوط به کار از سال 1349تا سال 1562
2- دوره دوم یا دوره وضع مقررات مربوط به کار و ممانعت از تشکیل جمعیت ها از سال 1562 تا سال 1799
3- دوره سوم یا دوره تثبیت آزادانه دستمزد از راه مذاکرات راجع به شرایط کار و در عین حال ممانعت جدی از تشکیل اتحادیه ها از سال 1799 تا سال 1824
4- دوره چهارم یا دوره تثبیت شرایط کار و دستمزد از راه مذاکرات دسته جمعی مزدوران با کارفرمایان و وجود بعضی اتحادیه های غیر قانونی از سال 1835 تا 1871
5- دوره پنجم یا دوره استحکام سندیکاها و رسمیت یافتن آنها از سال 1871 به بعد
دوره اول (1349-1562)
در اوایل قرون وسطی اکثریت افراد زحمتکش کشور انگلستان را دهاتی ها و ممالیک ( سرف ها ) تشکیل می دادند هنوز در این موقع زبقه کارگر به معنی امروز وجود نداشت .
دهاتی ها و ممالیک خیلی پست و حقیر شمرده می شدند و از هیچ گونه مزایای اجتماعی برخوردار نبودند و حتی جرات جمع شدن دور هم و درد دل کردن برای یکدیگر را نداشتند به طوری که می توان گفت تا اوایل قرن چهاردهم حتی صحبت تشکیل جمعیت ها هم در انگلستان نمی شد .
در قرن چهاردهم حوادث یادی در انگلستان پیش آمد که در نتیجه سبب تغییر اوضاع اقتصادی آن کشور گردید و مهمترین آنها توسعه تجارت- آزادی مختصر سرف ها و تلفات مرش طاعون است . همانطوریکه در بالا گفته شد در سال 1349 بیماری طاعون کشور انگلستان را فرا گرفت ( در این سال 25 میلیون از اهالی اروپا و انگلستان از این مرض تلف شدند . )
از این بیماری دو نتیجه حاصل شد یکی اینکه از تعداد جمعیت زحمتکش کاسته شد دیگر اینکه کسانی که باقی ماندند پودارتر شدند و چون احتیاج ارباب ها به مزدور زیادتر گردید ، ارباب ها مجبور شدند برای از بین بردن رقابتی که بین خودشان در خصوص دستمزد شروع شده بود قانونی وضع نمایند و به این ترتیب در سال 1349 و 1350 قوانینی وضع گردید که می توان آنها را اولین قوانین مربوط به کار دانست.
به موجب این قوانین اولا هرکس موظف بود با مزدی که در سال 1347( قبل از شیوع طاعون ) معمول بوده است کار کند ثانیا اگر اربابی بیش از مزد معمول پرداخت می کرد به تادیه غرامتی محکوم می شد .
با وجود اجرای این قوانین در قرون 14 و 15 منظور قانون گذاردن عملی نگردید و نتوانستند سطح دستمزد را کمتر از حد معینی نگهدارند.
شورش زحمت کشان و دهقانان در سال 1381 دولت را وادار نمود که از اجرای قانون سال 1349 صرف نظر کند و به همین واسطه در سال 1388 به محاکم محلی اجازه داده شد که میزان دستمزد عادله برای کارگران کشاورز تعیین کنند .
اقداماتی که از طرف ارباب ها از اواخر قرون وسطی برای تثبیت میزان دستمزد و قیمت ها به عمل می آمد در نتیجه ائتلاف هایی که از طرف تولید کنندگان به منظور بالا بردن قیمت ها و از طرف صنعتگران و مزدوران به منظور زیاد کردن دستمزد می شد خنثی می گردید و نتیجه از آن ها گرفته نمی شد و به همین مناسب دولت که در این موقع نماینده مالکین بود برای جلوگیری از این ائتلاف ها دست به وضع قوانین زد که از آن جمله قانون 1551-1552 ایت که به موجب آن احتکار گندم – شراب – ماهی – کره – پنیر- شمع – چربی – گوسفند – گاو – خوک – غاز- تخم مرغ – کبوتر و خرگوش قدغن شده بود و مین طور قانون سال 1549 که از بالا رفتن سح دستمزد و گران شدن قیمت ها جلوگیری می نمود .
به موجب قانونی که در سال 1360 به تصویب مجلس انگلستان رسید ائتلاف و اجتماع بناها و کارگران ساختمانی و خرپاکوپ ها ممنوع گردید بعلاوه به موجب قوانین دیگری که در یان زمینه وضع گردید ائتلاف کارگران ساختمانی و کشاورزی قدغن گردید .
قانونی که در سال 1425 به تصوی رسید از تشکیل جلسه سالیانه بناها به منظور اعتراض به قوانین مربوط به کار جلوگیری نمود.
بالاخره در سال 1549 قانونی وضع گردید که هرگونه اجتماع کارگران به منظور ازدیاد دستمزدو تغییر شرایط کار و غیره قدغن نمود.
بطوری که می بینم در این دوره که از سال 1349 شروع و به سال 1562 ختم می گردد کیه قوانینی که در موضوع کار وضع شصده است علاوه بر اینکه منافع طبقه زحمت کش را یه هیچوجه تامین نکرده ، جدا از تشکیل جمعیت ها و ائتلاف کارگران و دهقانان جلوگیری کرده است .
دوره دوم (1562-1799)
در سال 1562 قانونی به تصویب مجلس انگلستان رسید که می توان گفت تا اندازه روابط بین مزدور و ارباب را معین می کرد . در این قانون تصریح شده بود ( برای اینکه دستمزد مناسبی به کسانی که برای فیر کار می کنند داده شود در هر ناحیه محکمه تعیین می شود تا به موضوع دستمزد رسیدگی نماید همه این محاکم در تحت نظر یک اداره مرکزی انجام وظیفه خواهند نمود ).
در دوره جنگ های داخلی که در سال های بین 1642-1660 در انگلستان به وقوع پیوست این قانون آنطوی که باید موقع اجرای گذاشته نشد و کارگران نتوانستند از مزایای آن برخوردار گردند و به همین مناسبت بای اینکه در آتیه بتوانند دولت را وادار به اجرای مفاد آن کنند دست ب یک رشته تشکیلات محرمانه در نقاط مختلف کشور زدند ولی از آنجایی که وجود اتحادیه مخالف منافع طبقه حاکمه بود دولت له محض اطلاع قوانینی به تصویب مجلس رسانید که تشکیل اتحادیه را بیش از پیش غیر ممکن می ساخت .
اما توسعه تشکیلات سرمایه داری و بسط صنایع که رفته رفته استثمار را شدیدتر می کرد کارگران را وادار می نمد که بای تشکیل اتحادیه های صنفی قدم های اساسی تر برداشته و مبارزه خود را علنی تر و سخت تر نمایند . به همین لحاظ می بینیم که در قرن 18 که می توان آن را قرن انقلاب صنعتی دانست چندین نوبت کارگران شروع به تشکیلات اتحادیه نموده و سرمایه داران و طبقه حاکمه انگلستان با تمام قوا از تشکیل اتحادیه آنها جلوگیری نموده اند .
برای مثال بیانیه سال 1718 دول را یادآوری می نماییم در این بیانیه ذکر شده بود :
« کارگران نساجی دون شایر بدون در نظر گرفتن قانون باشگاهی ایجاد نموده اند . همچنین عده دیگری از کارگرا بافندگی نقاط مختلف کشور کلوپ هایی تشکیل داده و به خود اجازه می دهند دور یکدیگر جمع شده و مانند تشکیلات مرتبی نامه نوشته ، مهر کنند ، تصمیم بگیرند و دستور دهند .تعداد کرافرما ها را معین کنند ، قیمت کالا ها را تعیین و طرز ساختن و مواد اولیه مورد احتیاج را نشان دهند . به موجب این بیانیه به آنها اخطار می شود که قانون 1549 شامل آنها شده و در صورت ادامه این حرکات به موجب همان قانون تحت تعقیب قرار خواهند گرفت »
همچنین در سال 1721 خیاط های لندن درخواستی تهیه و به مجلس انگلستان دادند مبنی بر اینکه کارگران خیاط شهر لندن و وست مینستر و اطراف که تعداد آنها به 7000 نفر می رسد اخبرا به منظور بالا بردن دستمزد و مرخص شدن یکساعت زودتر از معمول اتحادیه تشکیل داده اند . نظر به اینکه این اتحادیه ممکن است سرمشق بدی بای سایر کارگران بشود درخواست اقدام فوری داریم و ضمنا یادآوری می نماییم که قوانینی که عجالتا برای صنعتگران ، کارگران و خدمتکاران وجود دارد در سال پنجم سلطنت الیزابت تصوی شده که در موقع خود مفید بود ولی احتیاجات فعلی را تامین نمی کند زیرا فعلا شغل های تازه ای در لندن و وست مینستر پیدا شده و قوانین تازه ای لازم است .
ما خیاط ها ا کمال احترام درخواست می کنیم که مجلی شورای ملی تصمیمی بگیرد که دردهای فعلی را دوا کرده و قوانین سابق را کامل کند .
مجلس از این درخواست حسن اقبال کرد و قانونی گذراند که به موجب آن کلیه قراردادها و موافقت هایی که بین کارگران خیاط بعضی نواحی به منظور ازدیاد دستمزد و یا کم کردن ساعت کار به عمل امده بود لغوگردید .
ضمنا ساعت کار و حداکثر دستمزد کارگران مختلف را تعیین و به محاکم مخصوصی اجازه می داد که در موقع مقتضی در تعیین دستمزد تجدید نظر بنماید .
همانطوریکه در بالا ذکر شد در تمام قرن 18 از این قبیل وقایع زیاد اتفاق افتاده است . در این قرن تشکیل اتحادیه جرم شناخته نمی شد ولی برای اینکه صنف معینی بتواند در ناحیه مخصوصی دارای اتحادیه باشد بایستی مجلس موافقت نماید .
قوانین سابق دیگر برای این قرن قابل استفاده نمی بود و بعلاوه دولت قادر به جریمه کارگران به اتهام اتحاد برای بالا بردن دستمزد نبود زیرا کارگران می گفتند برای وادار کردن کارفرما به اجرای قوانین موضوعه اتحاد کرده اند نه برای بالا بردن دستمزد و به این ترتیب مطابق قانون جریمه به آنها تعلق نمی گرفت .
درخواست هایی که از طرف کارفرمایان راجع به وضع قوانینی برای جلوگیری از اتحادیه کارگران در قرن 18 می شد و قوانین که مجلس بنا به درخواست آنها تصویب می کرد به خوبی نشان می دهد که تا چه انداه دز این دوره از تشکیل اتحادیه جلوگیری به عمل آمده است .
در سال 1800 در مجلس انگلستان اظهار شد که بیش از چهل قانون وجود دارد که تشکیل اتحادیه را در صنایع مختلف قدغن می کند .
در عین حال باید یادآوری نمود که در این دوره محاکم وجود اتحادیه هایی را که به منظور حفظ حقوق اعضای آن ها تشکیل شده بود جرم تلقی نمی کردند .
دوره سوم (1799-1824)
انقلاب کبیر فرانسه در سال 1789 و انعکاس آن در انگلستان باعث شد که کارگر انگلیسی به حقوق خود بیشتر آشنا شده و مبارزه خود را شدیدتر نماید .
از طرفی کارخانه های نستا بزرگ ریسندگی و بافندگی که در نتیجه استفاده از ماشین بخار به وجود آمده بودند به کلی طرز تولید را تغییر و کارگان را به طرف استیصال راندند . زیرا که این ماشین ها می توانستند محصول خود را ارزانتر و بهتر از کارگرانی که با چرخ های ریسندگی و کارگاه های بافندگی ناقص خود کار می کردند تهیه نمایند . به این طریق این ماشین ها کلیه صنعت را به دست سرمایه داران بزرگ سپرده و سرمایه کوچک کارگران را به کلی از ارزش می انداخت . بطوری که این صنعت گران مجبور می شدند پس از چندی در کارخانه سرمایه داران بزرگ به عنوان مزدوری کار کنند . بعلاوه اجتماع عده زیادی کارگر در یک کارخانه همکاری بین آنها را به نظور ایجاداتحادیه آسان تر می نمود .
این همکاری بین کارگران و مبارزات شدید آنها بر علیه صاحبان صنایع پارلمان انگلستان و طبقه حاکمه ان کشور را به وحشت انداخت بطوریکه برای جلوگیری از افکار انقلابی مجبور شدند جدا بر علیه اتحادیه کارگران مبارزه کنند و به همین مناسبت در سال 1799 قانونی از تصویب مجلس گذراندند که به موجب آن تشکیل هرگونه اتحادیه قدغن می شد و به این ترتیب برای اولین دفعه پس از قرون وسطی تشکیل اتحادیه به منظور دفاع از منافع صنفی ممنوع گردید .
علاوه براین قانون در سال های بعد قوانین به تصویب مجلس رساند که همگی از تشکیل اتحادیه جدا ممانعت کرده اند . مثلا به موجب قانون سال 1817 هر دسته که کمیته ویا نماینده را انتخاب و تعیین نماید که با نماینده دسته دیگر مذاکره و تبادل نظر نماید به عنوان اتحادیه غیر قانونی تلقی شده به موجب قانون 1799 تحت تعقیب قرار می گیرد .
بطوری که در سال 1834 شش نفر از کارگران را به جرم اینکه نسبت به تریونیون ( اتحادیه کارگان ) سوگند وفاداری خورده بودند به هفت سال تبعید محکوم کردند .
در این دوره دولت نسبت به جمعیت هایی که جنبه تعاونی و کمک متقابل داشتند نظر مساعد داشت و اولین قانون راجع به تشویق کمک به بنگاه های تعاونی در سال 1793 تصویب گردید . این قانون بنگاه های تعاونی را چنین تعریف می کند « جمعیت هایی که از حق عضویتی که اعضای آنها به دلخواه می پردازند برای تاسیس بنگاههایی که جنبه کمک به اعضا را در مواقع پیری ، بیماری و ... دارند استفاده می کنند . »
عده از اتحادیه ها از نظر مساعد دولت نسبت به بنگاه های تعاونی استفاده کرده و با ماسک موسسه تعاونی به فعالیت خود ادامه می دادند ولی این قبیل استتارها همیشه مقرون به موفقیت نمی گردید بطوریکه در سال 1798 پنج نفر از کارگران حرف چین به علت اینکه به عنوان تشکیلات بنگاه های تعاونی فعالیت صنفی از خود بروز داده بودند به دو سال حبس محکوم شدند .
بطور خلاصه اجرای قوانین مربوط به اتحادیه ها جدا از پیشرفت آنها جلوگیری می نمود و از قوانینی که در ظاهر بای کارگر و کارفرما حقوق متقابلی شناخته بود فقط کارفرمایان استفاده می کدند و این موضوع از نطق یکی از لردهای وقت در سر میز شامی که در سال 1825 به افتخار لغو قوانین سابق مربوط به کار برپا شده بود به خوبی معلوم می گردد . نامبرده در ضمن انتقاد از قوانین سابق اظهار داشت :
« یک کارفرما همیشه آزاد بود کارگران خود را اگر چه تعداد آنها بیشتر از صدهزار باشد درصورتی که از دستمزد خود راضی نباشند از خدمت معاف کند ولی اگر تمام کارگران به علت اینکه دستمزد آنه کافی نیست کار را ترک می کردند عمل آنها مخالف قانون تلقی شده و مستوجب مجازات بودند »
پس از جنگ های ناپلئون بحرانی پدید آمد و دستمزد کاسته گردید ووضع زندگی کارگران بی نهایت دقت آور گردید بطوریکه عده ای از آزادی خواهان وقت نقشه برای لغو قوانین مربوط به کار تهیه و از دولت خواستند که هیئتی برای رسیدگی به موضوعات زیر انتصاب شود:
1- مهاجرت صنعتگران
2- صادرت ماشین آلات
3- اتحادیه کارگران
دولت نیز در اثر فشار کارگران با این درخواست موافقت و به این ترتیب در سال 1824 هیئتی برای مطالعه موضوعات بالا انتخاب نمود . این هیئت پس از رسیدگی به مسائل مورد بحث گزارشی تهیه و تقدیم دولت نمود و دولت در روی این گزارش لایحه به تصویب مجلس رسانید که به موجب آن اولا تمام قوانین سابق مربوط به اتحادیه ها لغو و در ثانی وضع تشکیلات صنفی تا انداه ای از حالت ابهام خارج گردد . در حقیقت سال 1824 را می توان سال تاسیس سندیکاهای قانونی دانست .
دوره چهارم (1825-1871)
پس از تصویب قانون سال 1824 که به موجب آن تشکیل اتحادیه ها مجاز شمرده می شد کارگرانی که از مدت ها پیش در نهانی برای خود تشکیلاتی داشتند وبرای حفظ حقوق خود کم و بیش مبارزه می نمودند از موقعیت جدید استفاده نموده و تشکیلات خود را علنی نموده و مبارزه را شدیدتر کدند . بطوریکه در ظرف یکسال داعتصاب های زیادی به وقوع پیوست و چنین به نظر می رسید که تمامی طبقه کارگر انگلستان برای حفظ حقوق خود با یکدیگر متحد شده و می خواهند شرایط خود را به کارفرمایان بقبولانند .
اما از آنجایی که این ازادی جزئی طبقه کارگر موجب زیان کارفرمایان میگردید و آنها به هیچ وجه حاضر به قبول بعضی از درخواست های کارگران نبودند شروع به دسیسه نموده و اینور وانمود کردند که کارگان می خواهند شرایط غیر قابل قبولی تحمیل کنند و به این مناسبت از دولت ومجلس درخواست کردند به این موضوع رسیدگی شود و به همین ملاحظه کمیسیونی جهت رسیدگی تعیین گردید . این کمیسیون گزارش خود را به دولت تقدیم نمود و روی این گزارش لایحه تهیه و به تصویب رسید که به موجب آن آزادی عملی که به موجب قانون 1824 به کارگران داده شده بود از آنها سلب گردید . بعلاوه در این قانون برا کسانیکه کارگران را به زور وادار به ترک کا کنند و یا در اتحادیه وارد کنند و یا کرافرما را مجبور نمایند که بنگاه خود را به طرز معینی اداره نماید جرایمی تعیین شده بود .
از تاریخ تصوی این قانون یعنی سال 1825 تا سال 1871 یعنی سالی که قانون مربوط به سندیکاها به تصویب رسید اتحادیه ها عموما از طرف کارفرمایان مورد حمله قرار می گرفتند و مبارزه اینها بر علیه اتحادیه ها غالبا شکل دیگری به خود گرفته بود . به این معنی که افراد فعال اتحادیه ها را به عنوان اینکه میخواهند کارگران را به زور وارد اتحادیه ها کنند و یا آنها را وادار به اعتصاب نمایند تعقیب کرده و به این ترتیب از فعالیت آنها جلوگیری به عمل می آوردند .
اوضاعی که در اثر تصویب قانون 1825 پیش آمده بود کارگران را سخت عصبانی نموده بود بطوریکه دولت مجبور شد برای تسکین افکار امه این قانون را تفسیر کند و به این مناسبت در سال 1859 قانونی از تصویب مجلس گذراند که به موجب آن اشخاصی که بدون تهدید کارگران را متقاعد به ترک کار کنند و یا راجع به ازدیاد دستمزد و کاستن ساعت کار با رعایت آرامش با یکدیگر همکاری کنند قابل تعقیب نخواهند بود .
از این قانون کارگران توانستند آن طوری که لازم بود به نفع خود استفاده کنند و در حقیقت این قانون مانند قوانین کشورما عملی نگردید و اغلب محاکم که مدافع منافع طبقه سرمایه دار بودند ا این قانون به ضرر کارگران استفاده می نمودند . بطوریکه در یکی از محاکماتی که در سال 1861 اتفاق افتاد محکمه نامه را که کارگران یک کارخانه به کارفرما نوته و در آن تصریح نموده بودند که اگر کارگر اخراج شده را دوباره استخدام نکند اعتصاب خواهند نمود به منزله تهدید تلقی نموده و مطابق قانون 1825 این عمل کارگان را قابل تعقیب دانستند .
به این ترتیب ملاحظه می شود که در این دوره عملا اتحادیه قانونی شمرده نمی شد و اگر هر آینه در نتیجه مباره عده از کارگران موفق نمی شدند با کارفرما قراردادی منعقد نمایند این قرارداد دارای رسمیت نبود و به علاوه اگر به اتحادیه ها خساراتی وارد می گردید و یا اموال آنها حیف و میل می شد دولت از آنها حمایت نمی نمود .
از طرف دیگر چون اتحادیه ها دارای شخصیت حقوقی نبودند دولت نمی توانست آنها را تحت تعقیب قانون قرا ردهد . برای اصلاح این اوضاع در سال 1855 قانونی راجع به بنگاه های تعاونی تصویب گردید که مطابق آن در صورتیکه بنگاه های نامبرده اساسنامه خود را به اداره امور بنگاه های تعاونی ارائه دهند محاکم مجاز خواهند بود به اختلافات افراد رسیدگی نمایند . بعضی از سندیکاها اساسنامه خود را به اداره نامبرده ارائه داده و تصورمی کردند به این ترتیب خواهند توانست از مزایای قانون استفاده نمایند . مثلا اگر هر آینه یکی از اعضای سندیکا اموال سندیکا را حیف و میل نماید به موجب این قانون خواهند توانست وی را تحت تعقیب قرار دهند ولی در سال 1867 موقعی که بنگاه تعاونی مسگران ناحیه « برادفورد» برعلیه منشی بنگاه به علت حیف و میل مبلغ 24 لیره اقامه دعوی کرد محکه به این درخواست ترتیب اثر نداد و اظهار داشت چون این بنگاه در موقع اعتصاب به کارمندان خود کمک کرده است و این قبیل کمک ها به آزادی تجارت لطمه وارد می آورد محکمه صلاحیت رسیدگی به این موضوع را ندارد و به این ترتیب بنگاه تعاونی مسگران نتوانست منشی سابق خود را تحت تعقیب قرا ردهد . از این رو اتحادیه ها هم نتوانستند به منظور حفظ اموال خود و جلوگیری از سو استفاده بعضی از افراد اتحادیه از این قانون همانطوریکه تصور می کردند استفاده نمایند .
دوره پنجم ( سال های پس از 1871)
در سال های پس از 1864 یعنی سال تاسیس اتحادیه بین المللی کارگران فعالیت سندیکاها در نقاط مختلف کشور انگلستان رو به تزاید گذاشت و اغلب اعتصاب هایی به وقوع پیوست . برای جلوگیری از پیش آمدهای غیر مترقبه و رسیدگی به عملیات اتحادیه ها مخصوصا در ده سال اخیر دولت کمیسیونی تعیین نمود تا موضوع را مطالعه نماید . اعضای فعال اتحادیه ها و مشاورین آنها پس از مذاکرات زیادی اعضای کمیسیون نامبرده را متقاعد نمودند که اتحادیه ها آرامش طلب بوده و مایل به اغتشاش نیستند و روی همین زمینه کمیسیون گزارشی تهیه و نظر داد که بایستی قانونی وضع گردد که به سندیکاها جنبه رسمیت داده و تا اندازه نظر کارگران را تامین نمایئد و در این صورت به اختلافات موجو خاتمه داده خواهد شد . از طرفی تغییر قانون انتخابات در سال 1867 به کارگران قدرت سیاسی بیشتری داده بود و به این جهت اتحادیه ها مبارزه خود را علنی تر و شدیدتر نموده بودند . به این ملاحظات دولت مجبور شد در سال های 1869 و 1871 قوانینی که تا اندازه ای منافع کارگران را تامین نماید به تصویب برساند .
به موجب قانون 1869 دارایی سندیکاها از حمایت قانون برخوردار می شوند و قانون 1871 که هنوز هم به منزله پایه های قوانین فعلی مربوط به سندیکاها محسوب می شود سندیکا را تعریف کرده و به افراد مسئول آن اجازه می دهد که در مقابل قانون از حقوق سندیکا ذفاع نمیاد . قانون اخیر که تا اندازه ای به نفع کارگران بود نه تنها عملی نگردید بلکه در نتیجه عکس العمل کارفرمایان بلافاصله قانون دیگری تصویب گردید که به موجب آن قوانین 1825 و 1859 لغو و ضمنا اشخاصی که به نمظور دفاع از حقوق صنفی مرتکب کتک زدن، تهدید کردن و با آزار و اذیت کردن گردند حداکثر به سه ماه حبس با اعمال شاقه محکوم می شدند .
این قانون مورد تنفر و انزجار کارگران واقع گردید و چنین به نظر آنها می رسد که مزایایی که قانون 1871 برای آنها قائل شده است می خواهند بدین وسیله از آنها سلب کنند .
محاکمه کارگران کارخانه گاز در سال 1872 و رای محکمه نشان داد تا چه اندازه این قانون از پیشرفت اتحادیه ها جلوگیری می کند . در این سال رهبران کارگران کارخانه گاز به علت خارج کردن یکی از کارگران از کارخانه دستور اعتصاب می دهند و با آنکه اعتصاب بدون تهدید ( مطابق قانون 1871) انجام گرفته بود معهذا محکمه عقیده داشت این عمل یک نوع اذیت به کارفرمایانی می شود زیرا او را ا زفعالیت در کار خود باز داشته است . به این مناسبت رهبران اتخادیه را به 12 ماه حبس با اعمال شاقه محکوم نمود .
این رای کلیه کارگران را بی اندازه عصبانی نمود . بطوریکه تظاهرات و اغتشاشات زیادی به وقوع پیوست . مخصوصا چون کمون پاریس در سال 1871 در کارگران تاثیر زیادی نموده و آنها را هشیارتر کرده بود . به طوری که دولت بای جلوگیری از این تظاهرا مجبور شد در سال 1875 قوانین از مجلس بگذراند که تا اندازه رضایت اتحادیه ها را جلب کند . به موجب این قوانین اتحادیه ای که به منظور دفاع از حقی تشکیل می شود غیر قانونی تلقی نمی شود ولی در صورتیک عمل خلاف قانون از طرف یک فرد عضو اتحادیه انجام شود آن فرد مطابق قانون تعقیب خواهد شد و در عین حال قانون 1867 راجع به روابط ازباب و مستخدم ملغی گردید .
غیر از قوانین نامبرده قوانین مهم دیگری در خصوص سندیکاها به تصویب رسید که اهم آنها عبارتند از قوانین سال 1906، 1913و 1927و به همین مناسبت ما علل وضع آنها را در زیر یادآوری می نماییم .
محاکمه ناف و ال و قانون 1906
در اواخر قرن 19 چنین به نظر می رسید که محاکم مایلند اعضای سندیکاها را در مواقعی که محرز شود که از اقتدار خود به ضرر کارفرما و یا سایر کارگران استفاده کرده ند مجرم دانسته و رهبران اتحادیه ها را در این قبیل واقع محکوم نمایند.
در سال 1901کمپانی راه آهن ناف و ال برعلیه سندیکای کارگران راه آهن به علت اینکه اعتصاب کرده ومدت چند روز پیشرفت کار راه آهن را فلج کرده بودند اقامه دعوی و درخواست جبران خسارات وارده را نمود . سندیکای کارگران راه اهن از محکمه سئوال نمود : « آیا مطابق قانون سندیکا دارای شخصیت حقوقی هست که کمپانی مطالبه خسارت از آن را می کند ؟» . قضیه برای تفسیر قانون به مجلس لردها کشیده شد و مجلس نامبرده عقیده داشت که قانون 1871 برای سندیکاهایی که اسانامه خود را به ثبت رسانده باشند مزایایا استفاده از شخصیت حقوقی را قائل شده است و بنابراین این قبیل سندیکاها مسئولیت یک شخص حقوقی را دارا می باشند . به این مناسبت محکمه رای به محکومیت سندیکای کارگران راه آهن داد و آنرا ملزم به پرداخت خسارات وارده به کمپانی که در حدود 23000 لیره بود نمود و به این ترتیب به سندیکای کارگران راه آهن خسارتی معادل چهل هزار لیره وارد آمد ( با سایر مخارج ).
این محاکمه هیجانی در سندیکاها ایجاد نمود . دولت وقت ( دولت محافظه کار ) مجبور شد کمیسیونی برای مطالعه قانون اختلافات کارگان و کارفرمایان تعیین نماید . این کمیسیون گزارش خود را در سال 1906 چاپ و منتشر نمود و عقیده داشت سندیکاها بایستی مسئولیت اعمال افراد خود را داشته باشند ( البته اعمالی که مربوط به سندیکا باشد ).
در این بین انتخابات مجلس تجدید شد و حزب لیبرال اکثریت را برد و کمیته نمایندگان کاگان که امروز به اسم فراکسیون حزب کارگر موسوم است 29 کرسی به دست آورد و به این ترتیب در نتیجه فشار عناصر آزادی خواه و کارگران در سال 1906 قانونی تصوی شد که به موجب آن سندیکاها می توانند از بعضی از مزایای شخصیت حقوقی استفاده کنند .
قانون 1913
در سال 1907 یکی از اعضای اتحادیه کارگران معادن جنوب کشور گال ب علیه اتحادیه به عنوان اینکه از حق عضویت ها برای مبارزه انتخاباتی استفاده می نمایند در نزد محکمه اقامه دعوی نمود. محکمه به شکایت وارده ترتیب اثر نداد و اظهار داشت طبق قانون 1876 سندیکا ها حق دارند در انتخابات شرکت کنند و رسیدگی در این کار را خارج از صلاحیت خود دانست . در سال 1908 ( اسبورن ) عضو اتحادیه کارکنان راه آهن از محکمه درخواست نمود که مانع این شود که مبلغی از عواید اتحادیه ها صرف منظورهای سیاسی گردد . محکمه با درخواست وی موافقت ننمود و مجلس لردها نیز نظر محکمه را تایید کرد و عقیده داشت که قانون 1871 وظایف سندیکاها را معین کرده است و قانون 1876 اجازه داده است سندیکاها در انتخابات شرکت کنند ولی سندیکا مانند یک شرکت تجارتی است و بایستی اکثریت شرکا راجع به انجام امری مطابق اساسنامه موافق باشند . در سال 1913 سندیکاها موفق شدند قانونی به تصویب برسانند که مطابق آن بتوانند از عایدات خود برای مبارزات سیاسی استفاده کنند . به موجب این قانون در صورتی که اکثر اعضای سندیکا مایل باشند سندیکا می تواند مقداری از دارایی خود را صرف مبارزات انتخاباتی و سیاسی نماید .
تشکیلات سندیکاها
سال 1824 را که در آن سال مقررات مربوط به جلوگیری از تاسیس سندیکا ملغی گردید در حقیقت می توان سال ایجاد سندیکا به شکل جدید در انگلستان دانست .
از این سال تا قبل از جنگ دوم جهانی را می توان از نظر توسعه سندیکاها به سه دوره تقسیم نمود :
اول دوره ای که فعالیت کارگران صرف ایجاد یک اتحادیه بزرگ که تمام اتحادیه های کارگری کشور را در بر گیرد می شد . بهترین نمونه این اتحادیه ها اتحادیه ایست که « رابرت اوون » موسس آن بود . این اتحادیه ها پس از مدت نسبتا کوتاهی به هم خوردند .
دوم این دوره که از اواسط قرن 19 شروع می شود. اتحادیه ها بیشتر جنبه حرفه داشته و اعضای اتحادیه مبلغ نسبتا زیادی برای حق عضویت می پرداختند . مدت سی تا چهل سال که این اتحادیه ها دوام داشت سندیکالیسم در انگلستان پیشرفت زیادی نمود .
سوم در اواخر قرن 19 دوره سوم اتحادیه ها شروع می شود . در این دوره که شالوده سندیکاهای فعلی انگلستان ریخته شده ، سندیکاها بیشتر دارای افکار سوسیالیستی بوده و دارای نظم و انظباط بهتری بوده اند . تعداد سندیکاهای انگلستان در سال 1892 به 1233 و تعداد افراد آنها به یک و نیم میلیون می رسیده اند .
و حال آنکه بعدا رفته رفته تعداد سندیکاها کم شده و عده اعضا آن ها زیادتر گردیده است . بطویکه در سال 1925 تعداد سندیکاها به 1144 و تعداد افراد آنها به پنج و نیم میلیون بوده که از این عده 4690000نفر مرد و 831000نفر زن بوده است .
اشکال مختلف سندیکاها
در دوره سوم در انگلستان بطور کلی چهار شکل سندیکا وجود داشت :
اول سندیکاهای حرفه ای یعن یاتحادیه هایی که کارگران را که دارای شغل معینی هستند و در تمام انگلستان پراکنده اند متشکل کرده اند مثلاتحادیه کارگران صنعت ساختمان که در سال 1921 تشکیل و در سال 1926 بیش از 50000 عضو داشته است .
دوم سندیکاهای صنعت یعنی اتحادیه هایی که کارگان یک صنعت بخصوص را بدون در نظر گرفتن شغل آنها متشکل می کنند مانند اتحادیه کارگران راه آهن که در سال 1927 بیش از 400000 عضو داشته و با اتحادیه کارگان آهن و فولاد کار با بیش از 85000 عضو
سوم سندیکاهایی که تمام کارگرانی را که برای یک صاحب کار کار می کنند متشکل می نماید . این دسته تقریبا محلی وبده و دارای اعضای زیادی نیستند و مهمترین آنها اتحادیه کارکنان پست است که حدود 100000نفر عضو دارد .
چهارم سندیکاهایی که کارگران غیر متخصص و یا نیمه متخصص را متشکل می کند مانند اتحادیه کارگان شهرداری که در چند سال قبل از جنگ دوم جهانی دارای سیصد هزار عضو بوده است .
سازمان سندیکاها
کوچکترین واحد تشکیلاتی تریدونین اتحادیه کارگران یک کارگاه یا یک کارخانه است . هرگاه در شهری چند کارگاه یا کارخانه وجود داشته باشد اتحایده ها شورایی به نام شورای شهر انتخاب ( البته شورای شهر مربوط به سنیدکاها ) کرده و در تحت رهبری این شورا مبارزه می کنند . شوراهای شهر تحت رهبریت شورای شهرستان و شورای شهرستان تحت رهبری شورای مرکزی انجام وظیفه می نماید .
هراتحادیه از نظر مالی – اداری و تشکیلاتی تقریبا مستقل است ولی اغلب آنها برای دست زدن به اعمال مهم نظر تشکیلات بالاتر تریدونین و تشکیلات حزب کارگر را جلب می کنند و در جاهایی که حزب تشکیلاتی ندارد شورای اتحادیه به کارهای سیاسی محل نیز رسیدگی می کند :
امروزه اتحادیه هایی که عضو تریدونین هستند و در تحت رهبری کنگره تریدونین مبارزه می کنند عبارتند از 17 فدراسیون کل که به ترتیب عبارتند از : اتحادیه کارگران راه آهن ، معادن ، حمل و نقل ، کشتی سازی ، مکانیسین ها ، فلز کار، ساختمان ، چاپخانه و مطبوعات ، صنعت پنبه ، نساجی ، خیاط ، کفاش، شیشه سازی، خواربار ، دخانیات ، کارگران کشاورزی و کارهای عمومی .
شورای مرکزی برای رسیدگی به کارهای مختلف کمیسیون هایی تعیین می نماید که در مقابل شورا مسئولند . این کمیسیون ها عبارتند از کمیسیون مالی ، کمیسیون تشکیلات ، کمیسیون مسائل بین المللی ، کمیسیون قوانین کار ، کمیسیون تعلیمات و مطالعات ، کمیسیون بیمه های اجتماعی و کمیسیون انتشارات و تبلیغات
روابط تریدونین با حزب کارگر
کارگران انگلیسی مدت ها پیش فهمیده اند که اتحادیه ای که پشتیبانی یک حزب سیاسی را نداشته باشد نحواهد توانست در مبارزات خود فاتح گردد . به همین دلیل حزب کارگر را تشکیل دادند که از نظر سیاسی اتحادیه ها را رهبری کند . امروزه عده زیادی از اتحادیه ها در مجلس دارای نماینده هستند و هرگاه نماینده یک اتحادیه به وکالت مجلس انتخاب گردد ، بخودی خود عضو حزب کاگر می گردد . بطوری که کلی نمایندکان اتحادیه ها در مجلس عضو حزب کارگر هستند و موظفند برنامه اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی حزب را پیروی کنند .
اغلب اعضای حزب کارگر عضو اتحادیه ها هستند مثلا در سال 1942 شصت و نه اتحادیه با 2206000 نفر عضو جزو حزب بودند و حال آنکه تعداد افراد حزب که داخل در اتحادیه ها نبودند در حدود 218000 نفر بود .
در کمیته اجرایی حزب از 12 تا 25 نفر از اعضای اتحادیه می توانند شرکت داشته باشند .
برای اینکه هم آهنگی بیشتری در کارهای حزب و اتحادیه و همچنین شرکت های تعاونی وجود داشته باشد شورای ملی کار را تاسیس کرده اند . این شورا که در حقیقت از منتخبین کنگره اتحادیه – حزب – فراکسیون پارلمانی و اتحادیه شرکت های تعاونی تشکیل گردیده به مسائلی که مربوط به منافع مشترک آنها باید رسیدگی و برای تهیه برنامه مشترک فعالیت نموده و می تواند با تشکیلات کارگری سایر کشورها همکاری کند .
هدف نهضت کارگری انگلستان
بطوری که از کتاب تریدونین های امروز انگلستان به قلم پروفسور کول که در ماه های قبل از جنگ دوم جهانی در لندن نمتشر شد و در تدوین آن سی نفر از لیدرهای اتحادیه های کارران و سایر اشخاص مطلع شرکت داشته اند فهمیده می شود در میان اتحادیه ها دو نظریه راجع به هدف های جنبش کارگری وجود دارد :
از یکطرف کسانی هستند که تشکیلات صنفی کارگران را یک تظاهر خود بهود طبقاتی بین سرمایه داران و کارگران می دانند و معتقدند که این مبازه پایان نخواهد یافت مگر با واژگون شدن دستگاه سرمایه داری .
کارگرانی که این نظریه را دارند پرولترهای بیدار و روشن بینی هستند ه سعی دارند تمام طبقه کارگر را برای واژگون ساختن سرمایه داری متحد و متشکل سازند . برای آنها جنبش اتحادیه ای قبل از همه چیز یک جنبش مبارزه ایست که دارای مبنای طبقاتی می باشد .
قراردادهایی که ممکن است بین کارگران و کارفرمایان منعقد گردد جز یک متارکه ، یک تجدید قوا در جنگی که جز با پیروزی نهایی طبقه کارگر نمی تواند پایان یابد چیز دیگری نیست .
نظریه دوم نظریه دفاع از منافع یک دسته معینی از کارگران که در نتیجه خصائل ذاتی خود یا به علل دیگر از توده متمایز هستند می باشد به قسمی که هریک از آنان می توانند امیدوار باشند که با اتحاد نزدیک با دیگران می توانند شرایط کار را به درجه بالاتر از آنچه هر فرد جداگانه می توانست به دست آورد برساند .
هدف کسانی که این نظریه را دارند این است که برای خودشان یک وضعیت منوپول بازار کار را تامین نمایند و بدین طریق مزدهای خود را بالا ببرند . همانطوری که سرمایه داران هم با اتحاد خود می خواهند یک سود انحصاری ببرند .
این دسته از طرفداران اتحادیه ها تفییر دستگاه اقتصادی کنونی را هدف قرار نمی دهند . فقط می خواهند آنرا به نفع دسته خاصی اصلاح نمایند و نیز میل ندارد که یک تشکلات آهنین از کلیه طبقه کارگر به وجود آورد . زیرا کاملا غیر ممکن است که برای همه کس حق تقدم و امتیاز قائل شد . اگر باید استثماری در کار باشد باید اشخاص قابل استثمار هم وجود داشته باشند .
پس از ذکر این قسمت مولف تذکر میدهد که : « عملا هیچ سندیکایی منحصرا یکی از این دو نظریه را تعقیب نمی کند