مدافعان برابری حقوق زنان در جهان راهی طولانی را پیمودهاند. تلاش آنان نتایج بزرگی نیز درپی داشته است اما هنوز هم برخی از خواستهای اولیه جنبش زنان که در زمان کلارا زتکین مطرح شدهاند، بخشی از شعارهای روز فعالان حقوق زنان محسوب میشوند! خواستهایی که به دلیل مطرح کردن آنان، مدافعان حقوق زنان به زندان و شکنجه، تبعید، پیگرد ومحرومیتهای اجتماعی محکوم میشوند! ...
ارنستو چه گوارا ، يك روز پيش از دستگيري و دو روز پيش از مرگ ، آخرين جمله زندگي اش را نوشت : در بلنداي 2 هزار متري از سطح دريا هستم . صخره هاي برافراشته كوردي لرا ، آن زمان جزو بلندترين قله هاي معنوي قرن رقم خوردند . در اينجا بود كه چه گوارا مبارزه انقلابي را به قله اي رهنمون شد كه شبه انقلابون را بدان راه نبود . ...
” اختر“ به مدیریت محمد طاهر تبریزی در استانبول انتشار مییافت که با تشویق نویسندگانی چون میرزا نجفعلی خان خویی، میرزا آقاخان کرمانی، شیخ احمد روحی، میرزا مهدی خان تبریزی ( ناشر روزنامهی ”حکمت“ در قاهره) ومیرزا محمد خان کاشانی ( ناشر روزنامههای ”ثریا“ و ”پرورش“ در قاهره) توانست نشریهی ” اختر“ را به یکی از مهمترین منابع ترویج و گسترش اندیشههای آزادیخواهی، برابری طلبی و سوسیالیستی تبدیل سازد. برخی از نویسندگان و روزنامه نگاران ” اختر“ همچون میرزا آقاخان کرمانی به طور مستقیم از اندیشههای آموزگاران انقلابی و دانشمندان علوم اجتماعی نیز متأثر بود و این امر در نوشتههای او که به طور مستمر در روزنامهی ” اختر“ چاپ میشد، متبلور است. ...
آنزمان بهدليل جنگ جهاني دوم و اشغال ايران توسط متفقين، اوضاع جامعه آشفته شده بود. مثلاً يكروز كه جلوي مجلس ميوه ميفروختيم، ديديم كه خانمي رد ميشود و يك سرباز آمريكايي دستش را گرفت كه او را داخل ماشين بكشد؛ بعد فهميديم كه شوهر اين زن يك افسر ايراني است. بههرحال شوهر اين زن با سرباز آمريكايي درگيرشد و درهمينحين يكي از دژبانهاي روسي كه نزديك اين محل بود به كمك آنها آمد و سرباز آمريكايي را بازداشتكرد. حتي سربازان آمريكايي سعي ميكردند كه زنها و دخترها را از جلوي منزلشان بدزدند. در آن دوران وضع اقتصادي همهي مردم بد بود و خانوادهي ما هم قايله مستثنا نبود. ...
در ماه مه ۱۹۲۰ تروتسکی، با اشتياق هميشگی خويش، با کائوتسکی به پلميک دوسويهایِ برآمد که بر پاسخ کتاب "انقلاب پرولتری و کائوتسکی مرتد" لنين، "تروريسم و کمونيسم" را نوشته بود. تروتسکی در جزوهای دراز، با همان عنوان، بنا به تجربه خويش، در سازماندهی کار و به عنوان کميساريای جنگ به واکنش پرداخت. وی باعموميت دهی آن تجربه(کميساريای جنگ، داخل پرانتز از برگرداننده) وبنا به رسوخ پر اتوريته طرح سن سيمون، "انتهايی تغيير ناپذير"، که منظور ازسازمان کار، ماکزيمم ساختن توليدآن بود(۱) برآن است تا برای بسيج و ميليتاريزه نمودن تمامی نيروی کار شوروی، نقشهای بنياد کند. ...
در نقد هگل؛ كه از خانواده بهمثابه آنتیتزی دربرابر جامعه مدنی سخن میگوید، ماركس دقیقاً خاطرنشان میسازدكه هگل نمیتوانسته نظر صحیحی نسبت بهنهاد خانواده ارائه دهد. یكی بهدلیل تاریخی اندیشه هگل؛ و دیگر بهواسطه وارونگی جهانیكه او (بهمثابه ذهنی مطلقگرا) برای خود میپرداخته است. ...
نوسازی جنبش کمونيستی ضرورت زمانه است. برای اين نوسازی، تکامل تئوری های کمونيستی لازم است.
مدتهاست که موج قبلی انقلاب پرولتری به پايان رسيده و جهان در آستانه ظهور موج نوينی است. کيفيت موج جديد و دستيابی آن به قله هائی رفيع تر از موج قبل اساسا به تلاش آگاهانه کمونيستهای جهان بستگی دارد. ...
در پیش چشم ما در اول قرن بیست و یكم (و در واقع از اواخر قرن بیست) تحول بسیار مهمی در جریان است و آن كم رنگ شدن هرروزه و تدریجی مرزهای ملی استּ ملت-دولتها با زمان ما ناخوانایی خودرا هر روز بیشتر نشان میدهندּ موانع ملی یك مانع آشكار بر سر راه پیشروی بشریت استּ ...
هدف ما در اينجا نشان دادن آن است كه ماركس براي يك تحليل طبقاتي از شكل بنديهاي اجتماعي شالوده اي بسيار پيچيده تر از آنچه تاكنون مطرح شده است بنيان نهاد. ما خواهيم ديد كه اين تحليل نه تنها با رويكرد دوطبقه اي كه مدتها بر سنت ماركسيستي حاكم بوده مطابقت ندارد بلكه با نقاديهاي اخير پولانزاس ، رايت و ديگران از اين رويكرد نيز متفاوت است. بنيادي ترين مفاهيم فلسفي ماركس و تحليل او از ارزش وارد صحنه مي شوند تا بين آنچه كه او اصطلاحاً طبقات اصلي (انجام دهندگان و تصاحب كنندگان كار افزوده) مي ناميد و آنچه كه ما تحت عنوان طبقات فرعي (دريافت كنندگان سهم توزيع شده از كار افزوده تصاحب شده) مي شناسيم تمايز ايجاد گردد. اين تحليل طبقاتي تمايز قائل شونده به نوبه خود تعديلات خاصي را در تحليل ماركس از ارزش ايجاب مي كند. در عين حال راه حلي براي مباحثات پيرامون كار مولد / غيرمولد و تعريف “طبقه كارگر” پيشنهاد مي نمايد. بالاخره نشان مي دهيم كه چگونه چنين تحليل طبقاتي از هر وضعيت اجتماعي عيني مستلزم تعيين دقيق طبقات اصلي و فرعي درگير ، و تناقضات ، اتحادها و مبارزات درون و مابين آنهاست. ما به اختصار چند موضوع (از جمله دولت، خانواده ، و انباشت سرمايه) را تحليل مي كارگر” پيشنهاد مي نمايد. بالاخره نشان مي دهيم كه چگونه يك چنين تحليل طبقاتي از هر كنيم تا نشان دهيم كه فرمولبندي ما از مفاهيم ماركسي طبقه در توصيف اين موارد تا چه حد توانايي دارد. ...
با رشد مبارزات و جنبش کارگری ايران در دههی ١٣٨٠ و تلاش فعالان کارگری درمتشکل ساختن طبقهی کارگرايران درسازمانهای مستقل طبقاتی خود از يکسو و حرکت تشکلهای سياسی مدافع طبقه کارگر درتاثير گذاشتن بر روند سازمانيابی مبارزات کارگران از سوی ديگر، جنبش کارگری درمصاف با نظام سرمایه داری حاکم، علارغم برخی انحرافات وکمبود ها به جلورفته وجادارد باغلبه برمشکلات براساس سياست واحد مبارزاتی و سازمانيابی مستقل خود، باقاطعیت هرچه تمامتربه مبارزه علیه نظام سرمايهداری حاکم، ادامهدهد. ...

